تجربه تعامل من با اسکولیوز

قبل از هرچیز بگویم با توجه به موضوع این متن کمی طولانی است.من آدم سه سال پیشم نیستم.فرق کردم. و طبعا نوشته های سه سال پیش من با آگاهی آن زمان نوشته شده است.گاه گاهی که سری به مطالب گذشته می زنم خودم حس میکنم که در حال خواندن نوشته های فرد دیگری هستم.

طبعا پست مربوط به اسکولیوز که من آن موقع نوشتم هم با دیدگاه و آگاهی همان زمان نوشته شده بود و نه حالا . دوستان زیادی با سرچ این کلمه در اینترنت به وبلاگ من رسیده اند و از من راهنمایی می خواهند. درست که من دیگر زیاد به وبلاگم سر نمی زنم و به ندرت می نویسم و آدم امروز اگر دست به قلم شود و از نو بنویسد تمام نوشته هایش از چیزهای دیگری است، اما این نکته مهم است که آدم امروز حالا فهمیده که در برابر هر آنچه که انجام می‌دهد و حتی در مورد افکارش مسئول است.

من مسئول نوشته هایی هستم که آدمها آن را می‌خوانند و ممکن است حتی یک درصد بر اساس آن تصمیم بگیرند. برای همین امروز که متوجه شدم حتی از مطلب من ممکن است در یک جای مکتوب استفاده شود دیدم که ضروری است که توضیحاتی در این زمینه بدهم و شاید پس از چند روز تمام مطالب راجع به موضوع اسکولیوز را از وبلاگم پاک کنم.

دوستان عزیزم...اینجا تجربه های شخصی تاکید می کنم شخصی یک نفر نوشته می‌شود آن هم صرفاً از دیدگاه ناظر خودش. و این شخص نه پزشک است و نه چیزی از علم پزشکی می‌داند که بتواند شما را برای انتخاب نوع درمانتان راهنمایی کند.

و اگر هم این شخص یعنی من  مطالبی را با آگاهی محدود خودش می نویسد صرفا بیان تجربیات است.بنابراین اگر در گذشته یا اخیراً مطلب مرا در این مورد خوانده اید بهتر است که موارد زیر را هم بدانید:

1. همانطور که گفتم من پزشک نیستم. اینکه من در مسیری قرار گرفته ام که بادیدگاه دیگری به مقوله بیماری نگاه می‌کنم نمی تواند باعث این شود که آدمها را از انتخابشان درخصوص جراحی منع کنم چه بسا که باید این کار هم انجام شود.

من در شش ساله اخیر یک مسیر و یک سفر قهرمانی را شروع کردم و رهرو   آن شدم که تمام آگاهیم نسبت به همه چیز جهان هستی متفاوت شد. همه آن چیزهایی که ما دردهای جسمی می دانیم و به شکل ماده درآمده است حتما که ریشه در درون ما دارد و تبدیل به ماده شده و نماد بیرونی پیدا کرده است. اما توضیح راجع به این مسائل یک دریاست و به هیچ عنوان درحال حاضر در حد و اندازه آگاهی من نیست.که بخواهم بر اساس آن به کسی مشاوره بدهم.

فقط می‌توانم بگویم که  حال جسمی با ما از درونمان سخن می‌گوید و مانند تمام رویدادهای زندگی که خودآگاه یا ناخودآگاه خودمان انتخاب کرده ایم تجربه ای است برای رشد. حرفهایی هم که نوشته ام هیچ ربطی به مسایل عرفانی و عرفانهای کاذب و مسایلی از این قبیل ندارد و من هیچ جیزی در مورد این موضوعات نمی‌دانم.

غرضم این بود که بگویم دوست عزیز نظرات من با این دیدگاه نوشته شده اما اصلن به معنی اینکه شما را ترغیب کنم که از درمان پزشکیتان باز بمانید نیست.

2. دوست دارم دوستان به من بگویند که چرا زمانی که دختری اسکولیوز یا به زبان ساده انحنای ستون فقرات دارد آن را یک سرخوردگی، یک عیب و یا مانعی برای ازدواج میداند؟ و یا حتی فکر کند که این موضوع در حدی است که اگر تابحال از طرف همسرش بیان نشده است مخفیکاری بوده و می تواند دلیلی برای جدایی و طلاق باشد؟

عزیزی که انحنای ستون فقراتش در حدی است که تمام زیبایی ظاهر او را تحت تاثیر قرار داده، حتما که اگر من هم جای شما بودم جراحی را انتخاب میکردم. اما باز هم این عیب محسوب نمی شود. شاید ما فکر میکنیم هرچقدر هزینه های درمانی یک مساله بیشتر باشد ،ما مشکل حادتری داریم؟

من شما را می فهمم. نگرانی ، اضطراب ترس و بی حوصلگی هایتان را درک میکنم و فکر هم نکنید من خیلی شجاع و همه چیز تمامم. تا زمانی که خودمان در  همان شرایط قرار نگیریم نمی توانیم کسی را قضاوت کنیم.میدانم خیلی راحت نیست اما مرگ هم نیست . اگر انتخابتان با بررسی همه جانبه موضوع جراحی بوده نگران نباشید. روزی دوباره شما پشت مانیتورهایتان می نشینید و مطالب را می‌خوانید و لبخند می زنید و دوران نقاهت این مساله تان حل خواهد شد.

خودتان را دست کم نگیرید و با معیارهای اشتباهی خودتان را ارزش گذاری نکنید.

3. عزیزانم برای عوارض و مسائل بعد از جراحی حتما که می بایست با پزشک مشورت کنید و یا از کسانیکه جراحی شده اند کمک بگیرید.من دانش و یا تجربه ای در این مورد ندارم.

4. همان متخصصی که اعلام کرد وضعیت من متعادل و خوب است به فرد دیگری جراحی را پیشنهاد کرده بود. پس بنابراین باز هم تأکید می‌کنم تمام تجربه های من صرفا در مورد من است  و نسخه فرد دیگری نیست.

5.من همه تجربیاتم رادر این وبلاگ ننوشته ام. بخشی از آن، آن هم شاید به صورت احساسی بیان شده بنایراین اگر لازم ببینیم جریان را در اندازه خودش اینجا بیان خواهم کرد.اما می توانم به صراحت بگویم که این مساله در خیلی موارد در سنین کودکی قابل پیشگیری است و با معاینه از سنین کودکی می‌توانید موضوع را تشیص دهید.

6.نظراتی هم که در ذیل نوشته من درج شده صرفا تجربه خود نویسندگان است از دیدگاه ناظر خودشان و من مسولیتی در قبال آن ندارم.

تجربه های من را به اندازه یک تجربه بخوانید . بدانید که شما هرلحظه در آغوش امن خداوند هستید. به او توکل کنید و از او توانایی این را بخواهید تا با استفاده از قدرت آگاهی و انتخابگری مسئولانه در لحظه خودتان  راه را انتخاب کنید.

به قول استادم هر تجربه ای فرصتی است برای رشد.

همه تان عزیزید و من در صورت توانایی تجربه هایم را با شما درمیان خواهم گذاشت.

مشعوف باشید و زندگی تان سرتاسر برکت باشد ان شاءا...

/ 3 نظر / 53 بازدید
دل آرام

برام جالب بود که مطلب قدیمیت رو به روز رسانی کردی به نوعی...

اسکولیوزیس

سلام دوست ندیده! اولین باره که نظر میدم تا الان داشتم از مطالبت استفاده می کردم. موضوعات مربوط به اسکولیوز و کامنت ها روبا ولع هر چه تمامتر دنبال کردم و ازت خیلی سپاسگذارم. کاش میشد ببینمت.